| برای ایجاد و بلاگ با امکانات نامحدود در ایران بلاگ اینجا را کلیک کنید | ||||||||||
| |||||||
| ثبت نام | پوپ | ليست کاربران | Social Groups | گاهنامه | بازیهای آنلاین | جستجو | پست هاي امروز | همه قسمت ها ، به عنوان خوانده شده علامت گزاري شوند |
![]() |
| | ابزار هاي گفتگو | جستجو اين تالار | نمايش رسم |
| | #31 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| ![]() ریکاردو فولی (Riccardo Fogli) متولد 21 اکتبر سال 1947 در شهر پونته درا (Pontedera) ایتالیاست که بعد از سه آلبوم «هر روز تاریخ Storie di tutti i giorni» که به طور متوالی تو سال 2002 بیرون داد، امسال با آلبوم « روزهای بهتری خواهیم د اشت Ci saranno giorni migliori» تونست جزو صدر نشینها بشه و طبق رای گیری که تو سایت [برای مشاهده لینکها باید ثبت نام کنید] ] همه ماه انجام میشه تو این ماه (ماه می) رتبه دوم از بیست آلبوم منتخب رو به خودش اختصاص داده. اینم آدرس سایت رسمیش : [برای مشاهده لینکها باید ثبت نام کنید] ] آهنگ « بدون تو نمیخونم » از این آلبوم، ریتم قشنگی داره که میتونید تو کانال Radio Italia Tv کلیپش رو ببینید. تو پست بعدی ترجمه این ترانه رو براتون مینویسم. | |||||||||
| | |
| | |
| | #32 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| Riccardo Fogli Io Non Canto (Senza Te) Se mi vuoi, se mi vuoi ho una finestra sul mare per il nostro amore tu la mia rosa d'inverno, il mio canto una canzone d'amore che ho scritto che porto dentro di me come una promessa una giornata di sole dopo un temporale e le tue labbra che sanno di mare mi hanno insegnato a capire Se mi vuoi, se mi vuoi respirero nei tuoi baci i miei baci parole senza parole che dici so che lo sai che mi piaci, tu mi piaci tu sei la terra e la luna, la luna di tanti amori soffiati dal vento sorpresi dalle parole e dal tempo col fiato in una canzone Io non vivo, io non canto sono in strada senza te ho gia chiuso le finestre a un miliardo di perche e non sento, non capisco ma il mio cuore dice no nel silenzio del tuo amore io vivro Se mi vuoi, se mi vuoi potrai tornare in silenzio stanotte si puo sbagliare sapendo di amare e continuare a non farsi capire il tuo ricordo non mi fa piu male per me bellissimo, sai, perdonare io non ho paura dei miei sentimenti ho solo voglia di te Io non vivo, io non canto sono in strada senza te ho gia chiuso le finestre a un miliardo di perche e non sento, non capisco ma il mio cuore dice no nel silenzio del tuo amore io vivro Stringimi forte piu che puoi fino a farmi male, fa' che le tue mani su di me possano addormentarmi... ora Io non vivo, io non canto sono in strada senza te ho gia chiuso le finestre a un miliardo di perche e non sento, non capisco ma il mio cuore dice no nel silenzio del tuo amore io vivro Se mi vuoi, se mi vuoi ho una finestra sul mare tra la mia terra e il tuo cielo (بدون تو) نمیخونم اگه منو بخوای، اگه منو بخوای پنجره ای رو به دریا برای عشقمون دارم تو گل سرخ زمستونمی، ترانه منی یه ترانه عشقی که من نوشتمش کهمثل عهد و پیمانیدرون منه یه روز آفتابی بعد از طوفان و لبهای تو که بوسه ای از دریاست به من یاد میدن که بفهمم اگه منو بخوای، اگه منو بخوای بوسه های من در بوسه های تو باقی میمونه حرف میزنی بدون اینکه کلمه ای بگی میدونم که میدونی دوست دارم، تو رو دوست دارم تو زمین هستی و ماه، ماه عشقهای زیادی به سوی تو نثار میشه فرض کن از طریق کلمات و ریتم آهنگ با نفسی در یک ترانه من نمیتونم زندگی کنم، نمیخونم تو یه جاده تنها بدون تو هستم قبلا پنجره رو به روی میلیاردها بسته بودم،چون احساس نمیکردم، نمیفهمیدم اما قلبم میگه نه در سکوت عشق تو زندگی آرومی داشتم اگه منو بخوای، اگه منو بخوای میتونی امشب آروم برگردی اگه اشتباهتو در عشق متوجه بشی برای ادامه لازم نیست کاری بکنی یاد تو، ناراحتم نمیکنه برای من، زیبایی، میدونی، میبخشمت نگران احساساتم نیستم من فقط تو رو میخوام من نمیتونم زندگی کنم، نمیخونم تو یه جاده تنها بدون تو هستم قبلا پنجره رو به روی میلیاردها بسته بودم،چون احساس نمیکردم، نمیفهمیدم اما قلبم میگه نه در سکوت عشق تو زندگی آرومی داشتم تو منو محکمتر از اونی که میتونی فشار میدی به طوریکه ناراحتم میکنه دستات که روی منه اونا حالا میتونن بخوابن من نمیتونم زندگی کنم، نمیخونم تو یه جاده تنها بدون تو هستم قبلا پنجره رو به روی میلیاردها بسته بودم،چون احساس نمیکردم، نمیفهمیدم اما قلبم میگه نه در سکوت عشق تو زندگی آرومی داشتم اگه منو بخوای، اگه منو بخوای پنجره ای رو به دریا دارم بین زمین من و آسمون تو | |||||||||
| | |
| | #33 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| Andrea Bocelli MI MANCHI Mi manchi Quando il sole da la mano all l'orizzonte Quando il buio spegne il chiasso della gente La stanchezza addosso che non va più via Come lùombra di qualcosa ancora mia. Mi manchi Nei tuoi sguardi E in quell sorriso un pù incosciente Nelle scuse di quei tuoi probabilmente Sei quell nodo in gola che non scende giù E tu e tu Mi manchi mi manchi Posso far finta di star bene ma mi manchi Ora capisco che vuol dire Averti accanto prima di dormire Mentre cammino a piedi nudi dentro l'anima Mi manchi e potrei Cercarmi una altra donna ma m' ingannerci Sei il mio rimorso senza fine Il freddo delle mie mattine Quando mi guardo intorno E sento che mi manchi Ora che io posso darti un pò di più E tu e tu Mi manchi e potrei Cercarmi una altra donna ma m'ingannerci Sei il mio rimorso senza fine Il freddo delle mie mattine Quando mi guardo intorno E sento che mi manchi آندرا بوچلی دلم برایت تنگ شده دلم برایت تنگ شده وقتی خورشید افق را لمس میکند وقتی تاریکی خاموش میکند صدای مردم را خستگی دیگر بیرون نمیرود مانند سایه اشیا هنوز با من است دلم برایت تنگ شده برای نگاهت برای لبخند بی اعتنایت برای عذرخواهیهایت تو بغض گلویم هستی که پایین نمیرود تو هستی و تو دلم برایت تنگ شده، دلم برایت تنگ شده میتوانم خود را با نشاط نشان دهم اما دلم برایت تنگ است حالا میدانم که چه میخواهم بگویم داشتن تو کنارم، قبل از خواب در حالیکه پا برهنه ایستاده ام درون روحم دلم برایت تنگ شده و میتوانم زنی دیگر بیابم اما خود را فریب میدهم تاسف بی پایان من هستی سرمای سحرگاههایم هنگامی که به درونم مینگرم و میفهمم که دلم برایت تنگ شده حالا که میتوانم کمی بیشتر به تو بپردازم تو هستی و تو دلم برایت تنگ شده و میتوانم زنی دیگر بیابم اما خود را فریب میدهم تاسف بی پایان من هستی سرمای سحرگاههایم هنگامی که به درونم مینگرم و میفهمم که دلم برایت تنگ شده | |||||||||
| | |
| | #34 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| Andrea Bocelli IL MARE CALMO DELLA SERA Non so cosa sia la fedelta, la ragione del mio canto che resistere non può ad un cosi dolce pianto che mutare l’amore mio. E se anche il sorgere del sole ci trovasse ancora insieme, per favore dimmi no, rende stupidi anche i saggi l’amore, amore mio. Se dentro l’anima tu fossi musica, se il sole fosse dentro te, se fossi veramente dentro l’anima mia, allora si che udire potrei nel mio silenzio il mare calmo della sera. Pero quell’immagine di te cosi persa nei miei occhi mi porta la verita, ama quello che non ha l’amore, amore mio. Se dentro l’anima tu fossi musica, se il sole fosse dentro te, se fossi veramente dentro l’anima mia, allora si che udir potrei il mare calmo della sera, nel mio silenzio il mare calmo della sera آندرا بوچلی غروب آرام دریا نمیدانم وفاداری چیست دلیلی برای ترانه ام که بیشتر قادر به تحمل چنین اشکهای شیرینی نیست که عشقم را تغییر داده است و اگر باز طلوع خورشید ما را هنوز باهم میابد لطفا بگو نه این سعی احمقانه ای است عشق، عشق من اگر درون روح تو موسیقی بود اگر تنها درون تو بود اگر واقعا بودی در اینصورت، آری، در روحم میتوانم بشنوم در سکوتم غروب آرام دریا اما این تصویر تو در چشمانم محو میشود حقیقت را به من بگو این عشقی است که نداری عشق، عشق من اگر درون روح تو موسیقی بود اگر تنها درون تو بود اگر واقعا بودی در اینصورت، آری، در روحم میتوانم بشنوم غروب آرام دریا در سکوتم غروب آرام دریا | |||||||||
| | |
| | #35 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| Andrea Bocelli آندره آ بوچلی 1958 ![]() "اگر خدا صدایی دارد حتما آن صدا ، صدای بوچلی است!" این سخن را Celine Dion خواننده معروف کانادایی در هنگام اجرا و ضبط آهنگ معروف The Prayer با آندره آ بوچلی هنرمند نابينای ايتاليايی بیان کرده است....نام بوچلی پس از سه تنورخوان نام آور معاصر، پاواروتی Luciano Pavarotti،خوزه کاره راس José Carreras و دومینگو Placido Domingo ، بعنوان چهارمین تنور در جهان لقب خورده است. بسیاری از منتقدین موسیقی٬ این خواننده نابینای اهل توسکانی که توسط زوکرو فورناکیاری (ستاره راک ایتالیایی) و لوچیانو پاواروتی کشف شد را تنورخوانی میدانند که دارای هیجان انگیزترین صدای اپرایی معاصر است. البته اپرا، تنها یک وجه از شخصیت موسیقایی اوست. او علاوه بر نواختن پیانو، فلوت و ساکسیفون، در دنیای موسیقی پاپ هم بسیار موفق بوده است و دوئتهای بسیار زیبایی با سلین دیون Celine Dion، سارا برایتمن Sarah Brightman، اروس رامازوتی Eros Ramazzotti و ال جاریو Al Jarreau, اجرا کرده است. ال جاریو، خواننده و نوازنده کهنه کار جاز در باره کار مشترکشان گفته است "من افتخار داشتم تا با زیباترین صدای دنیا هم آواز شوم!" آندره آ بوچلی مردی است که از کافه های شبانه به روی صحنه آمد و آنچنان روح انسان ها راتسخیر خود ساخت که اگر او را بزرگترین خواننده اپرا تصور نکنیم ، قطعا خواهیم پذیرفت که نام او در تاریخ بعنوان یکی از معروفترین و موفقترین خوانندگان ثبت شده است.او کار حرفه ای خود را با ضبط قطعه های اپرا به زبان ایتالیایی آغاز کرد و طولی نکشید تا در سال 99 میلادی لقب (بزرگترین خواننده پاپ) را از آن خود کرد. بسیاری از کارشناسان صدای آندره آ بوچلی را پخته ترین صدای معاصر نامیده اند. قدرت و گرمای مقاومت ناپذير صدای او از همه سدهای زبانی و فرهنگی گذشته است… بوچلی در 22 سپتامبر سال 1958 در یک خانواده روستایی در شهر لایاتیکو در نزدیکی سرزمین عشاق ،توسکانی بدنیا آمد.او از مشکل تنبلی چشم رنج میبرد به خاطر همین پدرش که یک کشاورز ساده بود مزرعه خود را ترک کرد و همراه خانواده اش به شهر آمد تا شاید بتواند راهی برای نجات چشمهای آندره آ کوچک بیابد. پدر و مادر آندره آ با مشاهده استعدادش در موسيقی، او را با درس رسمی پيانو در سن ۶سالگی پرورش داده و تشويق کردند. عشق آندره به اپرا نيز در همان سنين شکل گرفت... «من از آن بچههايی بودم که هميشه خويشاوندان ازآنها میخواهند برايشان آواز بخوانند. به نظر من خود انسان تصميم نمیگيرد که خواننده شود بلکه ديگران با واکنشهايشان اين تصميم را برای وی میگيرند!» آندره آ در سن ده سالگی اولين جايزه خود در آواز را دريافت کرد. درسن 12 سالگی در هنگام بازی فوتبال ، ورزش مورد علاقه اش در اثر یک تصادف بینایی چشمهایش را بطورکلی از دست داد وسبب شد تا منزوی و گوشه نشین شود. اما در همان سال در اولین رقابت موسیقی خود در Margherita d'Oro شرکت کرد و با اجرای "O sole mio" بعنوان برنده اول شناخته شد!...سپس به ادامه تحصيل در رشته حقوق دردانشگاه پيزا پرداخت . ..خودش از اين سالها به عنوان لذت بخشترين دوران زندگیاش ياد میکند...او بیشتر تمرینها و آموزشهای خود را در زمینه خوانندگی اپرا ،نواختن پیانو ، فلوت و ساکسیفون قبل ار نابینا شدن انجام داده است.اما پس از نابینایی فقط به درس خواندن در مدرسه نابینایان پرداخت و سپس حقوق را تا درجه دکترا در دانشگاه پیزا ادامه داد ولی همه این سالها را در گوشه نشینی سپری کرد. فرصتی گرانبها در زندگی او باعث شد تا بتواند دوباره درس خوانندگی اپرا را با بت دوران کودکیش فرانکو کورلی خواننده بزرگ و جاودانه اپرای ایتالیا ادامه بدهد و طولی نکشید که کار حقوق خود را کلا کنار گذاشت...بوچلی به سختی تمرین میکرد و شبها به پیانو زدن میپرداخت تا بتواند خرج زن و بچه اش را بدست آورد…ناگهان او پیشنهادی از زوکرو ستاره بزرگ راک ایتالیا برای اجرای یک همخوانی تک آهنگی با نام Miserere دریافت کرد. او توانست چیزهای زیادی را در این اجرا و در هنگام تمرین از زوکرو بیاموزد.این اجرا توانست به دستاوردی باارزش برای او تبدیل شود ...( زوکرو برای دوئت خود دنبال يک همخوان تنور میگشت و دوست داشت آن را با لوچيانو پاواروتی، خواننده مشهور اجرا کند. در همين حال صدای آندره را نيز امتحان و ضبط میکند وبعدا لوچیانو پاواروتی صدای او را بر روی نوار تیپ میشنود) زوکرو در مورد آندره آ بوچلی میگويد «آندره آ باور نکردنی بود! در صدای او چيزی بود که صدای ديگر خوانندههای تنور نداشت... او با روحش آواز میخواند!» | |||||||||
| | |
| | #36 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| پاواروتی با شنيدن آن قطعه برای زوکرو مینويسد «اين آدم کيست؟!شما با وجود او به من احتياج نداريد. کسی نمیتواند بهتر از او، آن را بخواند!» با اين حال دوئت با همخوانی زوکرو و پاواروتی ساخته میشود و بسيار پرفروش میگردد. ولی سال بعد، زوکرو در تور اروپای خود، برای اجرای زنده از آندره آ دعوت میکندو مردم از صدای بوچلی شديدا استقبال میکنند. مدتی بعد پاواروتی و بوچلی يکديگر را ملاقات میکنند و بين آنها دوستی شکل میگيرد. بوچلی در کنسرت خيريه سالانه پاواروتی که در آن دو دنيای موسيقی کلاسيک و پاپ پيوند میخورد شرکت میکند. وپاواروتی از او برای اجرای یک همخوانی اپرا دعوت کند.بعد از این اجرا بود که سبب شد بوچلی به یکی از بزرگترین خوانندگان اپرای جهان تبدیل شود.او توانایی بالای بوچلی را دریافته بود ، پس او را نزد خود نگه داشت و آموزشهای فراوانی در امر خوانندگی به او داد. بوچلی در سال ۹۳ وارد فستيوال موسيقی سانرموی ايتاليا شد و در مسابقه مقدماتی برنده شد و رکورد امتيازات «تازهواردين» را نيز شکست. در رقابت اصلی نيز با آهنگ Il Mare Calmo Della Sera برنده شد.آهنگهای او هفتهها در صدر پرفروشترينهای فرانسه، بلژيک(۱۲ هفته!)، آلمان، هلند و ايتاليا قرار گرفت.پس از پخش اولین آلبوم خود، موفق به دریافت جایزه صفحه طلایی شد. در سال 1996سارا برايتمن Sarah Brightman خواننده مشهور سوپرانو، آهنگ Con Te Partiro بوچلی را هنگام صرف نهار با دوستانش در يک رستوران شنيد و شيفته خواننده و ترانه آن شد. دو ماه بعد آندره بوچلی و سارا برايتمن با تعدادی از اعضای ارکستر سمفونی لندن در آلمان کنسرت دادند و ترانه Time To Say Goodbye را همخوانی کردند. اين آهنگ زيبا رکورد فروش تمام تولیدات موسیقی سال را شکست. حدود 6 ماه در صدر فهرست بهترینهای آلمان بود ! و سالها در صدر پرفروشترین آلبومهای این کشور باقی ماند...سپس با شرکت Polygram قرارداد همکاری امضا کرد وآلبوم پاپش به نام Romanza را روانه بازار ساخت که به بهترین آلبوم در غرب تبدیل شد. درسال 1997 ترانه مشترکش با سارا برایتمن جایزه اکو، برای بهترین تک ترانه سال را از آن خود کرد.درسال 1998 آلبوم پنجم او، Aria آماده شد و موفق به دریافت دومین جایزه اکو خود برای پرفروشترین آلبوم کلاسیک شد.بوچلی در 19 آوریل قدم به صحنه موسیقی آمریکا گذاشت و روز بعد از اجرای خود در واشنگتن به کاخ سفید دعوت شد. تور داخل آمریکای او هم با موفقیتی بی سابقه همراه بود و در تمام اجراها سالن نمایش لبریز از هواداران این ستاره موسیقی کلاسیک و پاپ بود. محبوبیت بوچلی در آمریکا به اجرای یک دوئت با سلین دیون انجامید، ترانه The Prayer.... سلین دیون صدای او را چنین توصیف کرد " اگر خداوند آواز میخواند، صدایش تا حد زیادی مانند آندره آ بوچلی بود". در مه 98 بوچلی موفق به دریافت دو جایزه بهترین خواننده ایتالیایی و بهترین راوی موسیقی کلاسیک از جشنواره موسیقی جهان در مونت کارلو شد. در این سال بوچلی کاندید مقام بهترین هنرمند جدید در مراسم جوایز گرمی و اسکار بهترین ترانه متن بود، ترانه The Prayer هم جایزه گلدن گلاب را نصیب بوچلی کرد. او نخستین خواننده کلاسیکی است که رتبه اول تا سوم فهرست بهترینهای کلاسیک را با آلبومهای: Sacred Arias، Aria وViaggio Italiano از آن خود کرده است. در 28 اکتبر بنا به دعوت شهردار نیویورک، رودولف جیولیانی، آندره آ ترانه Ave Maria شوبرت را به یاد قربانیان 11 سپتامبر اجرا کرد. در 29 نوامبر به دعوت ملکه الیزابت، برای اجرای برنامه در جشن هنر سالیانه سلطنتی شرکت کرد. در ماه مه آلبوم Sacred Arias به انتخاب شنوندگان بهترین آلبوم سال شناخته شد. در ماه اکتبر یک جایزه ویژه برای فروش جهانی بیش از 40 میلیون کپی ! به بوچلی تعلق گرفت و Cieli di Toscana در هفته های اول فروشی چند میلیونی داشت و پرفروش ترین آلبوم جهان و آلبوم اول در شبکه جهانی CNN شد و دو هفته در مقام سوم جدول انگلستان قرار گرفت، بالاترین رتبه ای که تا به حال یک آلبوم خارجی زبان در این فهرست کسب کرده بود. علاوه بر آن این آلبوم در کشورهای آلمان، هنگ کنگ،هلند، ایرلند،نوروژ، پرتقال و سوئد جزو سه آلبوم برتر بود. در مارس 2002 دو جایزه بهترین هنرمند ایتالیایی و بهترین هنرمند کلاسیک را در فستیوال جهانی مونت کارلو دریافت کرد.درنوامبر سال 2004 آلبوم Andrea به بازار آمد. "ما درگیر انتخاب نام مناسبی برای این آلبوم بودیم که یک نفر به من گفت والدینت چه نام زیبایی برایت گذاشته اند و من در حال ضبط این آلبوم در استودیو منزلم به این ایده رسیدم که این آلبوم مانند فرزند من است، پس آنرا آندره آ نام گذاشتم. این آلبوم خود من هستم!"منبع :گوناگون | |||||||||
| | |
| | #37 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| اونجایی که bocelli به علت این بیوگرافی زیبایی که از آندرا بوچلی اینجا نوشته، تو این تاپیک حق آب و گل داره، منم یه پارتی بازی میکنم و دوتا دیگه از آهنگهای بو چلی رو براتون مینویسم. یکیش همین ترانه « با تو خواهم آمد Con te partirò » هست که تو بیوگرافی بهش اشاره شده. ترانه « زمان گفتن خداحافظی است Time to say goodbye» که اجرای مشترک بوچلی و سارا برایتمن هست هم در حقیقت همین ترانه اس که تو یکی دو قسمت به جای Con te partirò، Time to say goobye گفته میشه. ترانه دوم هم « تیره بختی Miserere » هست که به توصیه bocelli رفتم گوش کردم، اجرای مشترکی از بوچلی و زوکرو و پاواروتی هست، البته من نتونستم قسمتی رو که پاواروتی میخونه رو تشخیص بدم، فکر کنم اونی که من دارم و به صورت یه کنسرت زنده اجرا شده، توش پاواروتی نبوده. در هر صورت تفاوتی تو متن آهنگ نمیکنه. | |||||||||
| | |
| | #38 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| Andrea Bocelli آندرا بوچلیCon te partirò Quando sono solo sogno all’orizzonte e mancan le parole, Si lo so che non cè luce in una stanza quando manca il sole, se non ci sei tu con me, con me. Su le finestre mostra a tutti il mio cuore che hai acceso, chiudi dentro me la luce che hai incontrato per strada. Con te partirò Paesi che non ho mai veduto e vissuto con te, adesso si li vivrò Con te partirò su navi per mari che, io lo so, no, no, non esistono più con te io li vivrò Quando sei lontana sogno all’orizzonte e mancan le parole, e io si lo so che sei con me, tu mia luna tu sei qui con me, mio sole tu sei qui con me, con me, con me, con me. Con te partirò Paesi che non ho mai veduto e vissuto con te, adesso si li vivrò Con te partirò su navi per mari che, io lo so, no, no, non esistono più con te io li vivrò Con te partirò su navi per mari che, io lo so, no, no, non esistono più con te io li vivrò Con te partirò Io con te با تو خواهم آمد در هنگام تنهایی در رویای دوردستها هستم کلمات قادر به شرح نیست آری، میدانم نوری وجود ندارد در اتاق، زمانی که خورشید نیست اگر تو با من نباشی، با من در پنجره ها به همه قلبم را نشان بده که تو روشنش کرده ای در درون من است نوری که در خیابان دیدم با تو خواهم آمد به سرزمینهایی که هرگز ندیده ام و با تو زندگی نکرده ام بله، حالا زنده خواهم کرد با تو خواهم آمد روی کشتیها در دریاها یی که میدانم نه، نه، دیگر وجود ندارند با تو زنده خواهم کرد هنگامی که تو دور هستی در رویای دوردستها هستم کلمات قادر به شرح نیست و آری، میدانم که با من هستی تو،ماه من، اینجا هستی، با من خورشیدم، تو اینجا با من هستی با من، با من، با من با تو خواهم آمد به سرزمینهایی که هرگز ندیده ام و زندگی نکرده ام با تو حالا آنها را زنده خواهم کرد با تو خواهم آمد روی کشتیها در دریاها یی که میدانم نه، نه، دیگر وجود ندارند با تو زنده خواهم کرد با تو خواهم آمد روی کشتیها در دریاها یی که میدانم نه، نه، دیگر وجود ندارند با تو زنده خواهم کرد من با تو | |||||||||
| | |
| | #39 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| MISERERE Miserere, miserere, miserere, misero me, perà brindo alla vita! Ma che mistero, è la mia vita, che mistero! Sono un peccatore dell'anno ottantamila, un menzognero! Ma dove sono e cosa faccio, come vivo? Vivo nell'anima del mondo perso nel vivere profondo! Miserere, misero me, perà brindo alla vita! Io sono il santo che ti ha tradito quando eri solo e vivo altrove e osservo il mondo dal cielo, e vedo il mare e le foreste, vedo me che... Vivo nell'anima del mondo perso nel vivere profondo! Miserere, misero me, perà brindo alla vita! Se cè una notte buia abbastanza da nascondermi, nascondermi, se cè una luce, una speranza, sole magnifico che splendi dentro me dammi la gioia di vivere che ancora non cè Miserere, miserere, quella gioia di vivere che forse ancora non cè تیره بختی تیره بختی، تیره روزی بدبختی، بد بختی من به سلامتی زندگی مینوشم چه عجیب است، زندگی من چه عجیب گناهکاری هشتاد هزارساله هستم یک دروغگو کجا هستم و چه میکنم چگونه زندگی میکنم؟ در روح دنیا زندگی میکنم غرق شده در اعماق زندگی بدبختی، بد بختی من به سلامتی زندگی مینوشم من قدیسی هستم که به تو خیانت کرده ام هنگامی که تنها بودی جای دیگر زندگی میکردم و دنیا را مشاهده میکردم از آسمان دریاها و جنگلها را میدیدم خودم را میدیدم که ... در روح دنیا زندگی میکنم غرق شده در اعماق زندگی بدبختی، بد بختی من به سلامتی زندگی مینوشم اگر شبی به اندازه کافی تاریک وجود دارد تا مرا پنهان کند، پنهان کند اگر نوری وجود دارد، امیدی آفتاب زیبایی که درون من میدرخشد به من لذت زندگی میبخشد که هنوز وجود ندارد تیره بختی، تیره روزی لذت زندگی است که شاید هنوز وجود ندارد | |||||||||
| | |
| | #40 (permalink) | |||||||||
| کاربر تاريخ عضويت: Aug 2005
پست ها: 865
درجه: 26 [ ![]() ]سابقه: 0 / 633 سپاس ها: 60
از این کاربر 695 بار در 573 پست تشکر شده
| ![]() اینروزها شاهد پخش کلیپ جدید و نسبتا قشنگی از شبکه های ایتالیایی هستیم. داستان پسری که حالا بزرگ شده و همیشه برای دیدن چیزهای ناشناخته کنجکاو بوده و در جستجوی پیدا کردن اونا بوده. منظورم ترانه « پسر زمانه Bambino Nel Tempo» هست از آلبوم « ظهور آرام Calma Apparente» با صدای اروس راماتزوتی تو پست بعدی ترجمه این ترانه رو مینویسم. | |||||||||
| | |
![]() |
| ابزار هاي گفتگو | جستجو اين تالار |
| نمايش رسم | |
| |